درباره وبلاگ abrebahari

نقشه وبلاگ
صفحه نخستچاپ صفحه
خانه كردن وب
تالار گفتمان
ذخیره صفحه
پست الکترونیک
بایگـــانی مطالب
₪-------------------₪
بايگاني
نویسنده اصلی وبلاگ :قاصدک
₪-------------------₪
آرشيو ماهانه
دی 1386
آذر 1386
پيوندها
₪-------------------₪
آمار و امكانات وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدهای کل:
طراح قالب
Powered By
BLOGFA




ارسال شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 13:13 [ ]
نویسنده : [قاصدک] موضوع : [][لینک ثابت مطلب][5 بالاي صفحه]
به بهارکوچ خواهم کرد
چون دلم در عطش یک نفس جاودانیست
نیک می دانم که هوا بارانیست
ونگاه آسمان درپس آن همه ابر زندانیست
من ولی کوچ خواهم کرد
و بهار را به شما خواهم داد
ای دوست؛
در بهار شعر من،آسمانت تا ابد آفتابیست
ارسال شده در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 22:42 [ ]
نویسنده : [قاصدک] موضوع : [][لینک ثابت مطلب][5 بالاي صفحه]
ارسال شده در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 22:25 [ ]
نویسنده : [قاصدک] موضوع : [][لینک ثابت مطلب][5 بالاي صفحه]

ارسال شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 21:42 [ ]
نویسنده : [قاصدک] موضوع : [][لینک ثابت مطلب][5 بالاي صفحه]
ارسال شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 21:38 [ ]
نویسنده : [قاصدک] موضوع : [][لینک ثابت مطلب][5 بالاي صفحه]
(مرجع تصویر =وبلاگ بسیار بسیارزیبای پاییزتنها که حتما یه دید توش بزنین)ارسال شده در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت 0:50 [ ]
نویسنده : [قاصدک] موضوع : [][لینک ثابت مطلب][5 بالاي صفحه]

ارسال شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 19:29 [ ]
نویسنده : [قاصدک] موضوع : [][لینک ثابت مطلب][5 بالاي صفحه]
اما.... به عجیب آسمانی رسیدم بوی خاک میدهد تنها یک ستاره نه!خدایا... به فریبی ساده گره خورده ام آسمان کجا...؟ تنها به تجربه ی حقارت انسان ستاره ای هوس زمین کرده است
چه فتح بلندی!
ارسال شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 13:18 [ ]
نویسنده : [قاصدک] موضوع : [][لینک ثابت مطلب][5 بالاي صفحه]
قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو. ، فریب
قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خکستر گرمی ، جایی ؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند .
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو ، دروغ
که فریبی تو. ، فریب
قاصدک هان ، ولی ... آخر ... ای وای
راستی ایا رفتی با باد ؟
با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای
راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟
مانده خکستر گرمی ، جایی ؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند .
ارسال شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 0:7 [ ]
نویسنده : [قاصدک] موضوع : [][لینک ثابت مطلب][5 بالاي صفحه]


